اگر درگیر این ۶ نوع رابطه هستی بلافاصله از آن رابطه دوری کن

بیشتر افراد در محل‌ کار یا هر جای دیگری تجربه‌ی رابطه‌ای را که بعدا برای‌شان مشکل‌ساز شده داشته‌اند. اگر شما هم این تجربه را داشته باشید می‌دانید که این روابط انرژی، عملکرد و شادی شما را به طرز قابل‌ ملاحظه‌ای کاهش می‌دهند.

در مطالعات جدید دانشگاه جرج‌تاون مشخص شد که ۹۸ درصد افراد تجربه‌ی یک رابطه‌ی مسموم در محل کار را دارند. این تحقیقات نشان داد که روابط مسموم به ۹ روش عمده بر کارمندان و سازمانی که در آن کار می‌کنند تاثیر می‌گذارد. در این مقاله با ۶ نوع رابطه سرطانی که باید از آنها دوری کنید، بیشتر آشنا می‌شوید.

۸۰ درصد از افراد وقت‌ کاری‌شان را با نگرانی در مورد وقایع مربوط به آن از دست می‌دادند.

۷۸ درصد مدعی شدند که تعهد‌شان نسبت به سازمان کاهش یافته‌ است.

۶۶ درصد مدعی شدند عملکردشان کاهش یافته‌ است.

۶۳ درصد از افراد وقت کاری‌شان را در تلاش برای خودداری از برخورد با فرد مقصر از دست می‌دادند.

۴۷ درصد عمدا ساعات کاری‌شان را کم می‌کردند.

۳۸ درصد عمدا کیفیت کارشان را کم می‌کردند.

۲۵ درصد اعتراف کردند که آشفتگی‌شان را سر ارباب‌رجوع خالی می‌کردند.

۱۲ درصد مدعی شدند که به خاطر آن شغل‌شان را ترک کردند.

۴۸ درصد عمدا سخت‌کوشی در کارشان را کاهش می‌دادند.

صرف نظر از بهای گزافی که باید برای رهایی از این روابط مسموم پرداخت، بهای اصلی، عملکرد از‌‌‌دست‌‌رفته و پریشانی حاصل از گرفتاری در این رابطه است.

درست است که ما نمی‌توانیم تاثیر منفی افراد بر خودمان را کنترل کنیم، ولی می‌توانیم با کنترل واکنش خودمان نسبت به آن، مسیر رابطه را تغییر دهیم. قبل از اینکه یک رابطه‌ی مسموم شکل بگیرد شما باید خودتان در مورد دلیل اولیه‌ی مسموم شدن آن رابطه به نتیجه برسید. یک رابطه وقتی مسموم می‌شود که نیاز‌های یکی از طرفین برآورده نشود یا شخص یا عاملی مانع حفظ یک رابطه‌ی سالم و سازنده شود.

شناخت و درک عوامل مخرب به شما کمک می‌کند راهکار‌های مؤثری برای جلوگیری از برخوردهای مخرب و مسموم در آینده به دست آورید.

در ادامه به بررسی شایع‌ترین انواع روابط مسموم و تدابیری برای مقابله با آنها می‌پردازیم.

روابط تهاجمی-انفعالی

این نوع رابطه در محل‌ کار شکل‌های مختلفی دارد. از مدیری که به شما بی‌محلی می‌کند گرفته تا همکاری که دزدکی ایمیل‌هایتان را برای رئیس می‌فرستد. یکی از شایع‌ترین اثرات تهاجم منفعلانه کاهش چشمگیر تلاش فرد است. نظر‌‌‌ خواستن و شنیدن انتقادات از دیگران برای افراد تهاجمی-انفعالی بسیار دشوار است، این موضوع می‌تواند باعث شود آنها محل کارشان را زودتر ترک کنند یا به اندازه‌ی کافی برای کارشان تلاش نکنند. تهاجم منفعلانه در محل کار مرگبار است، چون محل کار یعنی جایی که لازم است نظرات و احساسات کارمندان در مورد هر موضوعی برای ادامه و پیشرفت کار به بحث گذاشته شود،

وقتی کسی با شما رفتار تهاجمی-انفعالی در پیش می‌گیرد، شما باید خودتان با این مشکل کنار بیایید. رفتار تهاجمی-انفعالی افراد به این دلیل است که می‌خواهند از درگیری‌های اجتناب‌ناپذیر جلوگیری کنند. اگر نتوانید روش مناسبی برای باز کردن سر صحبت پیدا کنید، ممکن است درگیر این بازی ذهنی شوید. به خاطر داشته باشید که افراد تهاجمی-انفعالی حساس‌اند و از درگیری خودداری می‌کنند. پس اگر روشی برای ارتباط برقرار کردن با آنها پیدا کردید، آن را تا حد ممکن با پایه‌ریزی مناسب و هماهنگ پیاده کنید.

روابطی با کمبود بخشش و اعتماد

اشتباه‌ کردن در محل‌ کار اجتناب‌ناپذیر است. بعضی‌ها آنقدر روی اشتباهات دیگران تمرکز می‌کنند که گویی خودشان هرگز مرتکب اشتباه نمی‌شوند. این افراد کینه‌توزند، همواره می‌ترسند دیگران قصد آسیب‌ زدن به آنها را داشته باشند و حتی ممکن است باعث اخراج شما از پروژه‌های مهم شوند. اگر مراقب نباشید این رابطه می‌تواند با از بین بردن فرصت‌های رشد، مانع پیشرفت شغلی شما شود.

آنچه این گونه رابطه‌ها را ناامیدکننده می‌کند این است که یک اشتباه برای از‌ دست‌ دادن صد‌ها نقطه‌ی اعتماد کافی است در‌ حالی‌ که برای برگرداندن یک نقطه‌ی اعتماد، صد‌ها عمل مثبت لازم است. برای اینکه اعتماد این افراد را دوباره به دست‌ آورید باید توجه بسیار زیادی به جزئیات داشته باشید و این حقیقت که آن فرد همواره شما را زیر نظر دارد تا متوجه خطاهای‌تان شود نباید شما را آشفته کند. شما باید ذره‌ذره‌ی صبرتان را برای خلاصی از چاه موضوعی که در آن گرفتار شده‌اید به کار بگیرید. به یاد داشته باشید که نا‌برده رنج، گنج میسر نخواهد شد.

روابط یک‌طرفه

یک رابطه باید برای دو طرف سودمند باشد و مثل یک داد‌و‌ستد طبیعی عمل کند. در محل کار این قانون هم شامل افرادی است که به شما گزارش می‌دهند (آنها باید برای شما کار انجام دهند و شما باید به آنها آموزش بدهید) و هم افرادی که شما به آنها گزارش می‌دهید (شما باید از آنها یاد بگیرید و با آنها همکاری کنید). وقتی یکی از طرفین فقط بخواهد سود ببرد و یا مقدار آنچه می‌دهد نا‌متناسب باشد، این رابطه مسموم می‌شود. نمونه‌هایی از این رابطه، مدیری است که کارمندش را در‌گیر جزئیات مشقت‌بار می‌کند یا همکاری که همه‌ی کار را خودش به تنهایی انجام می‌دهد.

بهترین کار در این نوع رابطه این است که در صورت امکان، سود رساندن به طرف مقابل را متوقف کنید. متاسفانه گاهی این امکان وجود ندارد. در این صورت باید با طرف مقابل صادقانه و رو‌راست صحبت کنید تا بتوانید رابطه را دوباره هماهنگ کنید.

روابط ایده‌آل‌گرا

روابط ایده‌آل‌گرا، وقتی شکل می‌‌گیرد که برای کسی ارزش بیش‌از‌‌حد قائل می‌شویم. اگر همکارتان را در مقام یک فرد فرا‌طبیعی ببینید، رابطه‌ی شما مسموم می‌شود چون مرز‌های لازم برای یک رابطه‌ی کاری سالم از‌ بین‌ رفته‌ است. برای مثال ممکن است همکارتان را آنقدر محق تصور کنید که اشتباهاتی که نیاز به پیگیری دارند را نادیده بگیرید یا چون فکر می‌کنید همکارتان درست می‌گوید کاری بر خلاف ارزش‌های اخلاقی‌تان انجام دهید.

این شکسته شدن مرز‌ها برای شما بسیار خطرناک است، ولی شما این قدرت را دارید که این رابطه را درست کنید. شما باید بدون توجه به نزدیکی رابطه‌تان و یا ارزشی که برای کار طرف مقابل قائل هستید، همیشه دیدگاه بی‌طرفانه‌تان را حفظ کنید. اگر شما آن فردی هستید که ایده‌آل تصور شده‌اید، باید با طرف مقابل صحبت کنید و او را متقاعد کنید که با شما مثل دیگران رفتار کند.

روابط جزائی (تنبیهی)

این نوع روابط، روابطی هستند که یکی از طرفین دیگری را به خاطر رفتاری که با انتظاراتش مطابقت کامل ندارد مجازات می‌کند. ویژگی این نوع افراد این است که بدون تعامل کافی، بدون اظهار نظر و درک، فقط بر‌ اساس غریزه مجازات‌گرند. این دیدگاه تحقیرآمیز باعث ایجاد درگیری می‌شود و حس بدی را القا می‌کند.

برای رهایی از رابطه‌ی تنبیهی باید راه معقول مبارزه با آن را بیابید. اگر هر بار داوطلبانه خود را در‌گیر کشمکش کنید، حرفتان جدی گرفته نمی‌شود و فقط به عنوان فردی بیش‌ از‌ حد حساس شناخته می‌شوید.

روابطی که بر پایه‌ی دروغ شکل گرفته‌اند

بعضی افراد آنقدر درگیر خوب به‌ نظر‌ رسیدن می‌شوند که درک خود از حقیقت و رویا را از دست می‌دهند؛ بعد دروغ‌ها آنقدر روی هم جمع می‌شوند تا تبدیل به زیربنای رابطه شوند. کسانی که در پاسخ به شما حقیقت را نمی‌گویند، مستحق اعتماد شما نیستند. چطور می‌توانید به کسی که تمایل دارد به شما دروغ بگوید اعتماد کنید؟

اگر اعتماد را از یک رابطه حذف کنید، آن رابطه از بین می‌رود. ساختن یک رابطه بر پایه‌ی دروغ مثل ساختن یک خانه بر تلی از ماسه است. در این رابطه تنها کاری که از دست‌تان بر می‌آید این است که همچنان که رابطه پیش می‌رود چیز‌هایی که از دست می‌دهید را بشمارید.

چطور از خودمان در مقابل افرادی که رابطه را مسموم می‌کنند محافظت کنیم
افراد مسموم شما را عصبانی می‌کنند چون رفتارشان نا‌معقول است. اصلا شک نکنید که رفتار‌های آنها خلاف منطق است. پس چرا اجازه بدهید با واکنش هیجانی در مقابل آنها گرفتار دردسر شوید؟

توانایی کنترل احساسات و حفظ آرامش در هنگام فشار‌های روانی (یکی از اجزای مهم هوش هیجانی) ارتباط مستقیم با عملکرد و شادی دارد. یکی از بزرگترین مزایای هوش هیجانی توانایی شناسایی این افراد مسموم و دور‌ نگه‌ داشتن آنهاست.

هرچه رفتار افراد غیرمنطقی و نامعقول‌تر باشد، راحت‌تر می‌توانید خودتان را از تله‌ی آنها حفظ کنید. تلاش برای شکست دادن آنها در زمین خودشان را کنار بگذارید. از نظر احساسی، خودتان را از آنها دور کنید و با برخوردهایتان با آنها طوری رفتار کنید که انگار آنها یک پروژه‌ی علمی هستند (و اگر ترجیح می‌دهید خودتان را روان‌پزشک آنها در نظر بگیرید). شما نباید به آشفتگی هیجانی پاسخ دهید، فقط داده‌های واقعی را در نظر بگیرید.

حفظ فاصله‌ی احساسی احتیاج به آگاهی دارد (می‌توانید این آگاهی را با یک تست هوش هیجانی افزایش دهید). اگر متوجه نشوید که چه زمانی یک نفر دارد احساسات شما را کنترل می‌کند، نمی‌توانید متوقفش کنید. گاهی اوقات در موقعیتی قرار می‌گیرید که باید راهکار‌ها را دسته‌بندی و بهترین آنها را انتخاب کنید؛ شما باید برای این کار وقت بگذارید و به آن اهمیت دهید.

بیشتر افراد حس می‌کنند چون با کسی زندگی یا کار می‌کنند، کنترلی روی آشفتگی‌های به وجود آمده ندارند؛ این طرز فکر بی‌نهایت اشتباه است. وقتی یک فرد مسموم را شناسایی کنید، به تدریج رفتارش برایتان قابل ‌درک و پیش‌بینی می‌شود. این توانایی به شما کمک می‌کند در مورد اینکه کجا و چه زمانی باید با او کنار بیایید و چه زمانی نباید زیر بار بروید منطقی‌تر تصمیم بگیرید. شما می‌توانید برای این کار مرز‌هایی را تعیین کنید، ولی باید مراقب باشید و دقت و آگاهی لازم را برای آن به کار ببرید. اگر بخواهید اجازه دهید همه چیز طبیعی پیش برود، مدام درگیر بحث‌هایی می‌شوید که شما را آشفته می‌کند. اگر مرز‌های مناسبی تعیین کنید و بدانید چه زمانی باید فرد دردسر‌ساز را مورد توجه قرار دهید، می‌توانید آشفتگی را تا حد زیادی کنترل کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که وقتی شخص سعی می‌کند از مرز‌هایی که تعیین کرده‌اید عبور کند، با جدیت برای حفظ آن مرز‌ها پافشاری باشید.

در نهایت
انواع مختلفی از روابط مسموم در محل کار وجود دارد. وقتی در‌گیر یکی از آنها می‌شوید، نجات خودتان و پیشرفت کارتان ارزشش را دارد که با دقت همه‌ی جوانب را بررسی کنید و راه نجات‌تان را بسازید.

اگر این ۴ رفتار در زندگی زناشویی دارید به یک مشاور مراجعه کنید

شروع یک رابطه‌ی جدید، چه شخصی باشد چه کاری، مثل خریدن یک ماشین جدید است. تا زمانی که مشکلی رخ نداده، همه‌ چیز بسیار لذت‌بخش به نظر می‌آید. ولی مانند ماشین، هنگامی که رابطه‌ خراب می‌شود، همه چیز خیلی گیج‌کننده به نظر می‌آید. شخص باتجربه می‌تواند بگوید که چه زمان ماشین دچار مشکل شده است و ایرادش از کجاست. در مورد روابط نیز همین‌طور است و شما می‌توانید با یادگیری تکنیک‌های کاربردی، مکانیک رابطه‌ی خود باشید. در این مقاله درباره ۴ دلیلی که باعث می‌شوند رابطه‌ها با شکست روبرو شوند، بیشتر می‌خوانید.

دکتر جان گاتمن (John Gottman) و همکارانش در دانشگاه واشنگتن، چهار علامت واضح را که نشان‌دهنده‌ی وجود مشکل در رابطه است، کشف نموده‌اند و به آنها لقب «چهار سوار آخرالزمان» را داده‌اند. چهار سوار آخر‌الزمان چنان مهم و جدی هستند که اگر در رابطه‌ای وجود داشته باشند، با دقت ۹۳ درصد احتمال نابودی رابطه می‌رود.

محققان در دانشگاه واشنگتن برای بررسی صحت تحقیقات خود، زوج‌های متاهل را مورد بررسی قرار داده‌اند، با این حال این رفتارها می‌توانند در محیط کار نیز ویرانی به بار آورند.

طی آزمایشی، وب‌سایت TalentSmart بیش از یک میلیون نفر را مورد بررسی قرار داده‌ است و کیفیت روابط کا‌ری و عملکرد آنها در محیط کار را مقایسه کرده است. نتایج نشان می‌دهد ۹۰ درصد افرادی که دارای بهترین عملکرد می‌باشند در مدیریت کردن روابطشان نیز مهارت زیادی دارند و از چهار سوار آخرالزمان به شدت پرهیز می‌‌کنند. همچنین متوجه شدیم که چهار سوار در محل کار اغلب دیده می‌شوند و هنگامی که نقاب از چهره‌ی خود می‌کشند، ارتباطات، کار گروهی و شاخص عملکرد همگی دچار لطمه و آسیب می‌شوند.

چهار سوار آخرالزمان

چهار سوار نماد چهار کاری هستند که به‌ جای بهبود رابطه، آن را خراب‌تر می‌کنند و چنانچه ما احساسات خود را کنترل نکنیم، ممکن است در دام آنها بیفتیم. همچنان‌ که مشخصات هر یک از سواران را می‌خوانید و ارتباط آنها را در روابط خود بررسی می‌کنید، به این نکته نیز توجه کنید که اختلاف و مناقشه به خودی خود یک مشکل محسوب نمی‌شود. اختلاف جزء طبیعی و (در حالت ایده‌آل) ثمربخشِ رابطه‌ی بین دو نفر با نیازها و سلائق مختلف است.

میزان اختلاف و تضاد بین دو نفر مانعی در برابر موفقیت رابطه‌ی آنها نیست. بلکه نحوه‌ی مواجهه با اختلاف است که میزان موفقیت یک رابطه را تعیین می‌کند و حضور چهار سوار به این معناست که اختلاف به شکل سازنده و ثمربخشی مدیریت نمی‌شود. پس از معرفی هر سوار، راهکارهایی برای غلبه‌ بر هر یک از آنها آورده شده که اگر از آنها پیروی کنید، قطعا خواهید توانست روابط موفقیت‌آمیزی داشته باشید.

اولین سوار: انتقاد

انتقاد را نباید با بازخورد دادن سازنده به منظور ارتقا و یا تغییر یک فرد، اشتباه گرفت. انتقاد زمانی که سازنده نباشد، انتقاد محسوب می‌شود (مثلا: این گزارش فاجعه است!). بدترین شکل انتقاد زمانی است که به جای آنکه روی عمل یا رفتار مشخصی که می‌خواهید تغییر کند تاکید کنید، انگشت اتهام را به سوی خصوصیات شخصیتی، سرشت و علائقِ شخص نشانه ‌روید (مثلا: نگارشت افتضاح است! خیلی شلخته و بی‌نظم هستی!). انتقاد غیرسازنده یک چیز است، اینکه دست روی چیزهایی بگذاریم که شخص قادر به تغییرشان نیست یک چیز دیگر!

غلبه بر انتقاد
اگر می‌بینید اغلب به جای آنکه نظرات سازنده بدهید، از دیگران انتقاد می‌کنید بهتر این است پیش از اینکه خوب درباره‌ی آن فکر نکرده‌اید از دادن هرگونه نظر و بازخورد خودداری کنید. شما باید به طور کامل بیندیشید چه می‌خواهید بگویید و برای آنکه بتوانید لحن سازنده‌ی گفتار خود را حفظ کرده و از انتقاد دور بمانید، باید عینا مطابق همان متنی که از قبل آماده کرده‌اید عمل کنید. همچنین بهتر است فقط در مورد یک رفتار خاص نظر خود را اعلام کنید، زیرا زمانی که نسبت به چند رفتار در آن واحد واکنش نشان می‌دهید، خیلی راحت رفتار شما با انتقاد اشتباه گرفته می‌شود. اگر می‌بینید نمی‌توانید بدون آنکه پای خصوصیات شخصیِ فرد را به میان بکشید بازخورد بدهید، بهتر است اصلا چیزی نگویید.

دومین سوار: تحقیر

هرگونه بی‌احترامی آشکار نسبت به دیگران به عنوان تحقیر تلقی می‌شود. تحقیر معمولا با شکستن غرورِ طرف مقابل و توهین آشکار همراه است. البته تحقیر به شکل غیرمستقیم و مستور نیز وجود دارد، مثل پشت چشم نازک کردن و پوشاندن تحقیر در لفافه‌ی شوخی و ظنز.

غلبه بر تحقیر
منشأ تحقیر، عدم علاقه به طرف مقابل است. مثلا هنگامی که شخصی مورد تحسین شما نیست و از مصاحبت با او لذت نمی‌برید، با اینکه ممکن است وی در گذشته‌ها ویژگی برجسته‌ و جالبی داشته که اکنون رنگ باخته است، تحقیر به شکلی غیرمنتظره سر بر می‌آورد. اگر بی‌علاقگی شما غیر قابل اجتناب است و رابطه‌ی شما به نوعی است که نمی‌توانید آن را به پایان برسانید، مثلا اگر طرف مقابل از اعضای خانواده و یا از همکاران‌تان است،‌ باید روی برداشتن قدم‌های کوچک تمرکز کنید. کسانی که خوب از پس اداره‌ی ارتباطات خود بر می‌آیند می‌دانند معاشرت با آدم‌های مختلف چه مزایایی دارد، ولو اینکه چندان نیز از آنها خوششان نیاید. زمینه‌های مشترک، هرچند کوچک، دارایی ارزشمندی هستند که باید به دنبالشان گشت و قدرشان را دانست. به قول آبراهام لینکلن:

اگر من از کسی خوشم نمی‌آید، باید او را بهتر بشناسم.

سومین سوار: حالت تدافعی

از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن، بهانه تراشیدن، گِله را با گله جواب دادن و هرگونه واکنش تدافعی دیگری مشکل‌آفرین است، زیرا مانع از آن می‌شود که اختلاف‌ها در نهایت حل و فصل شوند. حالت تدافعی گرفتن تنها باعث بالا رفتن سطح اضطراب و تنش در هر دو طرف می‌شود و این موضوع مانع تمرکز روی مسائل مهم‌تری می‌شود که نیاز به حل و فصل دارند.

غلبه بر حالت تدافعی
اگر می‌خواهید حالت تدافعی به خود نگیرید، باید خود را راضی کنید با دقت به شکایت طرف مقابل گوش دهید، حتی اگر نظر شما با آنچه او می‌گوید، یکی نیست. این به معنی این نیست که حتما با او موافقت کنید. بلکه باید روی فهمیدن دیدگاه طرف مقابل تمرکز کنید تا بتوانید به یک راه‌حل برای حل اختلاف برسید. نکته‌ی کلیدی این است سعی کنید خونسردی خود را حفظ کنید. زمانی که متوجه شدید طرف مقابل از چه چیز ناراحت است، خیلی ساده‌تر می‌توانید به یک توافق مشترک برسید تا اینکه مدام عقاید او را با بی‌تفاوتی انکار کنید و موضع تدافعی بگیرید.

چهارمین سوار: طفره رفتن

طفره رفتن یعنی شخص با خودداری از پاسخ دادن، بحث را ناتمام بگذارد. قهر کردن، فاصله گرفتنِ عاطفی، بی‌احساس شدن و نادیده گرفتن طرف مقابل همگی از نمونه‌های طفره رفتن هستند. طفره رفتن دردسرساز است، زیرا کسی را که با او این‌گونه رفتار می‌شود، خشمگین می‌‌کند و مانع از این می‌شود دو طرف بنشینند و اختلاف خود را حل کنند.

غلبه بر طفره رفتن
نکته‌ی کلیدی در غلبه بر طفره رفتن این است که در بحث شرکت کنید. اگر به این خاطر از ادامه‌ی بحث طفره می‌روید که احساس می‌کنید شرایط گفت‌وگو شما را سردرگم و گیج کرده است، به طرف مقابل بگویید چه حسی دارید و از او بخواهید پیش از ادامه‌ی بحث، کمی به شما زمان بدهد. حتی زمانی که حرفی برای گفتن ندارید، ارتباط چشمی را حفظ کنید و رو به طرف مقابل بایستید و سرتان را با حرف‌های او تکان دهید، تا نشان دهید به او گوش می‌کنید و در جریان بحث قرار دارید. اگر طفره رفتن برای شما به شکل عادت در‌آمده است، باید توجه کنید که مشارکت در بحث و همکاری با یکدیگر برای حل اختلاف، تنها راه جلوگیری از زوال و نابودی یک رابطه است.

چطور با مدیریت پول در زندگی زناشویی اختلافات مالی را کاهش دهیم

مدیریت مالی برای اغلب زوج‌ها یک چالش است. از آنجا که ضرورت آگاهی از اهمیت یکی‌ کردن دارایی‌ها تا زمان بروز نخستین اختلاف بر سر مسائل مالی احساس نمی‌شود، این نوع اختلاف به یکی از رایج‌ترین دلایل اختلافات زناشویی بدل شده است، اما نگران نباشید، در این مقاله نشان می‌دهیم ارتباط صادقانه و برنامه‌ریزی هوشمندانه می‌تواند جلوی این اختلافات را بگیرد. هرگز برای اصلاح شیوه‌های نادرست مدیریت مالی دیر نیست.

پول موضوع بسیار حساسی در یک رابطه است. پول مسائلی از قبیل غرور، توانایی تأمین زندگی یکدیگر و کار کردن با محدودیت‌های معینِ خودتان را دربرمی‌گیرد. پول می‌تواند خلق و خو و موقعیت‌ها را خوب یا بد کند، یا بدتر از همه، وقتی به درستی به مسائل مالی رسیدگی نشود، سبب کمرنگ شدن احساسات ‌شود.

زوج‌های موفق، کاری می‌کنند که پول در خدمت آنها باشد، نه برعکس. خواه تازه دست به کار شده‌ باشید و خواه چندین دهه گذشته باشد، وقتی کار به امور مالی می‌رسد، مطلع بودن همیشه اهمیت دارد. این پیشنهادها را به صورت حرفه‌ای بیاموزید تا نه فقط شما و همسرتان از عهده‌ی مخارج زندگی برآیید، بلکه واقعا شاد و بادوام زندگی کنید.

۱. صادق باشید و همه‌چیز را شفاف بیان کنید

پیش از اینکه بتوانید برنامه‌ای برای موضوعی داشته باشید، نخست باید درباره‌ی عادات خرج‌ کردن‌تان با یکدیگر صادق باشید. این به هر دوی شما کمک خواهد کرد تا انتهای مسیر از عهده‌ی توقعات برآیید.

۲. اهداف مالی تعیین کنید

اگر قرار است از لحاظ مالی با هم موفق شوید، پس اهمیت دارد که در یک جهت قدم بردارید. آیا هدف شما این است که ظرف سه سال به ثبات مالی برسید؟ آیا به یک سرمایه‌گذاری بزرگ فکر می‌کنید؟ اگر به جایگاه‌ دلخواه‌تان در آینده بیندیشید، می‌توانید برای امروزتان برنامه بریزید.

۳. هم حساب مشترک و هم حساب جداگانه داشته باشید

داشتن یک حساب مشترک بدین معناست که شما یک پس‌انداز مشترک دارید که می‌توانید جهت برداشت برای چیزهایی که برای هر دوی شما مفید است از آن استفاده کنید. با این وجود، این حساب مشترک منبع مخارج روزانه‌ی شما نیست. بهتر است برای مخارج روزانه، حساب‌های جداگانه برای خودتان داشته باشید. با این روش، شما آزادیِ داشتن پول خودتان را دارید، جدای اینکه می‌توانید برای اهداف مشترک‌تان پس‌انداز کنید.

۴. برای بودجه با هم تصمیم‌گیری کنید

وقتی زندگی مشترکتان را با هم شروع می‌کنید، حتما باید بنشینید و درمورد امور مالی صحبت کنید. این به شما امکان پیش‌بینی چیزهایی را می‌دهد که نیاز است پول صرف‌شان کنید.

۵. حتما پولِ قرضی را پس دهید

زوج بودن نباید به شما این حق را بدهد که از هم پول قرض بگیرید بدون اینکه پس بدهید. پس دادن چیزی که قرض گرفته‌اید، مهم نیست چقدر طول بکشد، نشانه‌ای از احترام است، چیزی که در مسیر طولانی زندگی به آن حسابی احتیاج خواهید داشت.

۶. بر امور مالی و حساب‌های خود نظارت کنید

تمام تلاش خود را بکنید تا به طور منظم خرج‌هایتان را یادداشت کنید، مهم نیست اگر خرج کوچکی به نظر بیایند، در هر صورت باید ثبت شوند. دیدن روند هزینه‌ها و حساب‌ها طی چند روز یا هفته به شما کمک می‌کند بودجه‌ و سبک زندگی‌تان را مطابق آن تنظیم کنید.

۷. همیشه پس‌اندازی برای مشکلات پیش‌بینی‌نشده داشته باشید

وجوه اضطراری، جدا از پس‌اندازهای زناشویی، چیزی است که در صورت بروز هرگونه اتفاق غیر قابل‌ پیش‌بینی که شما را وادار به صرف مبلغ هنگفتی پول در مدت زمان کوتاهی می‌کند، به کار می‌آید. خواه کل هزینه‌ پوشش داده شود خواه نه، داشتن وجوه اضطراری کمک می‌کند هزینه‌ها را پرداخت کنید و همچنین دوباره به حالت اول بازگشتن را برای شما آسان‌تر می‌کند.

۸. از فروش‌های اقساطی حداکثر استفاده را ببرید

برای خریدهای بزرگی که پرداخت نقدشان دشوار است، به دنبال فروشگاه‌هایی باشید که فروش اقساطی دارند. البته حتما نرخ سود تسهیلات رو محاسبه کنید تا با نرخ‌های متداول بازار همخوانی داشته باشد و هرگز به نرخی که خود فروشنده اعلام می‌کند اعتماد نکنید.

۹. موعد پرداخت‌ها را یادداشت کنید تا از یاد نبرید

از تقویم گوشی‌تان بجا استفاده کنید و آخرین مهلت صورت‌حساب‌ها را یادداشت کنید، به ویژه آنها که مربوط به بانک است، چون هزینه‌های جریمه دیرکرد فشار زیادی به کمر اقتصاد خانواده وارد می‌کنند.

۱۰. در حیطه‌ی استطاعت خود زندگی کنید

دانستن حد و حدود مالی‌تان به شما آزادی بیشتری می‌دهد، بنابراین تنها در حیطه‌ی بودجه‌تان خرج کنید.

۶ مورد از اختلافات رایج زناشویی + راه حل آن

نداشتن تفاهم و اختلاف خانوادگی شاید بین خیلی از زوج‌ها رایج باشد و معمولا یکی از موضوعاتی که بیشترین موارد اختلاف را به خود اختصاص می‌دهد مسائل مالی است. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۳ در مجله‌ی «روابط خانوادگی» (Family Relations) به چاپ رسید، بیشتر از ۴۵۰۰ زوج را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که اختلاف بر سر مسائل مالی، بدون توجه به میزان درآمد، دارایی و بدهی خانواده‌ها، مهم‌ترین دلیل از هم پاشیده شدن زندگی‌ها است. در این مقاله با ۶ اختلاف رایج زوج‌ها در مورد مسائل مالی و روش‌ حل آنها آشنا خواهید شد.

وقتی شما دائما در مورد پول با هم مشاجره می‌کنید، رضایت کافی از رابطه‌ای که در آن هستید را نخواهید داشتد. حتی در مواردی که کاهش رضایت از رابطه به جدایی ختم نشود، می‌تواند باعث افزایش میزان استرس شده و تأثیر منفی بر روی سلامتی و شادکامی دیگر اعضای خانواده، از جمله فرزندان‌تان داشته باشد. درک این نکته که درباره‌ی چه چیزی و به چه دلیل مشاجره می‌کنید، به شما و همسرتان کمک می‌کند تا راهی برای خاتمه دادن به مشاجره پیدا کنید.

۱. عادات خرج کردن

فرقی نمی‌کند شما معتاد به خرید باشید یا همسرتان، مهم این است که تفاوت‌هایی را که در عادات خرج کردن وجود دارند، نمی‌توان نادیده گرفت. اگر یکی از شما احساس کنید که نمی‌توانید در مقابل عادات طرف مقابل کاری انجام دهید، یا احساس کنید که همسرتان بدون اینکه به آینده فکر کند، تمامی پول‌های شما را به باد می‌دهد، رنجش و ناراحتی پیش می‌‌آید. اگر شما و همسرتان دائما بر سر عادات خرج کردن مشاجره می‌کنید، راه‌هایی وجود دارند که می‌توانید به کمک آنها این مشکل را حل کرده و همدیگر را بهتر درک کنید.

دلایل طرف مقابل را بشناسید
عادت‌ها به مرور زمان و به دلایل مختلف ایجاد می‌شوند. سعی کنید خودتان را جای همسرتان بگذارید تا بتوانید بهتر دلایل و انگیزه‌های او برای خرج کردن را درک کنید. بهترین راه برای شروع این کار، این است که از همدیگر درباره‌ی عادات خرج کردن و پس‌انداز کردن افرادی که الگوی‌تان هستند سؤال کنید. به عنوان مثال، می‌توانید به رفتارها و عادات مالی والدین شریک زندگی‌تان دقت کنید و ببینید آیا آنها افراد صرفه‌جویی هستند یا بیشتر از دخل‌شان خرج می‌کنند. سپس از او سؤال کنید که آیا رفتارهای والدینش تأثیری بر عادات مالی او گذاشته‌اند یا نه.

همچنین می‌توانید با کمک هم عواملی که باعث ولخرجی می‌شوند را شناسایی کنید. از همدیگر سؤال کنید که چه چیزی باعث می‌شود بیشتر خرج کنید. مواردی که باعث می‌شوند به خرید بروید را لیست کنید. این موارد می‌توانند برگزاری یک حراج خوب در مغازه‌ی مورد علاقه‌تان، گذراندن یک روز بد یا صرفا خرید برای رفع کسالت باشند. وقتی متوجه شدید که چه عواملی باعث می‌شوند شریک زندگی‌تان به خرید برود، می توانید با هم راه حلی خوبی برای آن پیدا کنید.

اگر داشتن یک روز بد، باعث می‌شود که یکی از شما میل به خرید پیدا کنید، لیستی از کارهای دیگری که می‌توانید به جای آن انجام دهید تهیه کنید. تماشا کردن یک قسمت از سریال مورد علاقه‌تان، شیرینی پختن، یا انجام کارهای هنری یا دستی می‌تواند جایگزین خوبی برای خرید باشند.

صبور باشید
به این دلیل که عادت خرج کردن به مرور زمان به وجود می‌‌آید، به ندرت پیش می‌‌آید که کسی بتواند فورا آن را ترک کند. اگر همسرتان قرار است عادت به ولخرجی را کنار بگذارد، با او صبور باشید و اگر خودتان قرار است این کار را انجام دهید، از شریک‌تان بخواهید که با شما با صبر و مدارا رفتار کند.

به مدت یک ماه مخارج‌تان را یاداشت کنید. اگر به حدی خرج می‌کنید که نمی‌توانید به اهداف مالی‌تان برسید، سعی کنید بعضی از مخارج غیرضروری را حذف کنید. مثلا، اگر هر دویِ شما، هر روز ناهار را از بیرون سفارش می‌دهید، سعی کنید هفته‌ای دو بار از خانه ناهار ببرید. یا اگر عادت دارید که زیاد به کافی‌شاپ یا رستوران بروید، تعداد دفعات این کار را تا آنجا که می‌توانید کم کنید.

هر هفته با حذف کردن یک امر غیرضروری، مخارج‌تان را کاهش دهید. مثلا، در هفته به جای دو بار، سه بار از خانه ناهار ببرید. این میزان را هر هفته افزایش دهید تا بالاخره به نقطه‌ای برسید که هر دوی شما بر سر آن با هم توافق دارید.

اگر یکی از شما باز هم بیشتر از حد معمول خرج می‌کند، دقت کنید که چرا این اتفاق افتاده است. اگر داشتن یک روز بد باعث تحریک میل به خرج کردن شده به راه‌های دیگر برای مقابله با عصبانیت و استرس فکر کنید، راه‌هایی مثل مراقبه یا ورزش.

پنهان‌کاری نکنید
صداقت در هر موقعیتی بهترین راهکار است. وقتی برای اولین بار با شریک زندگی‌تان درباره‌ی مسائل مالی حرف می‌‌زنید، حساب‌های بانکی خود را به هم نشان دهید تا مشخص شود چه مقدار می‌توانید خرج کنید. قبل از اینکه جزئیات حساب‌های بانکی‌تان را در اختیار هم قرار دهید قول بدهید که یکدیگر را قضاوت نکرده و هیچ‌گونه نظری در این مورد ندهید.

بعد از اینکه بودجه‌ای را با کمک هم تعیین کردید، اگر زمانی از برنامه‌ فراتر رفتید و ۵۰۰ هزار تومان برای خرید یک کیف خرج کردید، سعی نکنید آن را از همسرتان مخفی کنید. به جای این کار، خیلی صادقانه اعتراف کنید که بیشتر از مقداری که در نظر گرفته شده بوده خرج کردید.

وقتی صادق باشید، می‌توایند به کمک هم راه‌حلی پیدا کنید. اگر هر دویِ شما موافق این هستید که خرید آن کیف یک نیاز ضروری نبوده، می‌توانید آن را پس بدهید یا از خرج‌هایی دیگر کم کنید.

۲. عادات پس‌انداز کردن

نه تنها ممکن است زوج‌ها بر سر عادات خرج کردن‌ اختلاف داشته باشند، بلکه گاهی در مورد چگونه و چقدر پس‌انداز کردن هم با هم اختلاف دارند. به عنوان مثال، ممکن است بعضی از افراد به حدی بر پس‌انداز کردن تمرکز داشته باشند که مجبور شوند قیدِ خیلی از تجربیات معمولی زندگی مثل مسافرت یا شام بیرون رفتن را بزنند. احتمال دارد در روش‌های پس‌انداز کردن هم تفاهم وجود نداشته باشد. مثلا، یکی از زوج‌ها دوست دارد با خرید اوراق بهادار و سهام پس‌انداز کند در حالی که دیگری می‌خواهد ریسک کمتری کند و فقط پولش را در بانک نگه دارد.

اهداف مشترک ایجاد کنید
بهتر است با شریک زندگی‌تان بنشینید و لیستی از اهداف مالی خود تهیه کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا بدانید هر ماه چقدر باید پس‌انداز کنید. اگر هنوز هیچ کدام‌تان به پس‌انداز بازنشستگی فکر نکرده‌اید، می‌توانید تصمیم بگیرید که هر کدام از شما ۱۰ درصد درآمد ماهیانه‌ی خود را در حساب بازنشستگی خودش پس‌انداز کند.

معمولا، بهتر است به اندازه‌ی ۳ تا ۶ ماه از حقوق‌تان را در حسابی مجزا برای روز مبادا نگه دارید. با توجه به مجموع درآمدهای هر دو نفرتان مشخص کنید که هر ماه چه مقداری را می‌توانید با خیال راحت کنار بگذارید. اگر می‌توانید به مدت ۶ ماه با پس‌انداز ۱۰ میلیون تومان زندگی کنید و توانایی این را دارید که هر ماه یک میلیون تومان پس‌انداز کنید، پس حدود ۱۰ ماه طول می‌کشد تا به مقدار پس‌اندازی که برای روز مبادا لازم دارید، برسید.

در کنار اهداف پس‌انداز بلندمدت، باید اهداف کوتاه‌مدت‌تر هم برای خود تعیین کنید. مثلا اگر ماشین‌تان دارد نفس‌های آخرش را می‌کشد، توافق کنید که ماهیانه مقداری از پس‌انداز‌تان را برای خرید یک ماشین نو کنار بگذارید. همچنین می‌توانید یک حساب پس‌انداز مشترک هم برای مخارج سالیانه‌ی سفر داشته باشید.

با سبک‌های مختلف سرمایه‌گذاری کنار بیایید
شاید شما و شریک زندگی‌تان در مورد اینکه چقدر باید پس‌انداز کنید مشکلی نداشته باشید، بلکه اختلاف‌تان به دلیل تفاوت روش‌های سرمایه‌گذاری باشد. داشتن شریکی که خیلی ریسک‌پذیر است یا برعکس، اصلا ریسک‌پذیر نیست، می‌تواند باعث بروز اختلافات شده و تعادل مالی خانواده را به هم بریزد.

به یاد داشته باشید که حساب‌های پس‌انداز بازنشستگی جداگانه دارید و هر کدام‌تان می‌توانید در حساب خودتان پس‌انداز کنید. پس اگر شریک زندگی‌تان زیاد اهل ریسک کردن نیست، می‌تواند از یک روش سرمایه‌گذاری کم ریسک‌تر مانند اوراق قرضه‌ی دولتی استفاده کند و اگر شما ریسک‌پذیر‌تر هستید می‌توانید در بازار بورس سرمایه‌گذاری کنید، ممکن است در ابتدا ارزش سهام‌تان پایین بیاید ولی در بلند‌مدت به سوددهی خواهید رسید.

۳. تفاوت در میزان درآمد زوج‌ها

معمولا یکی از زوج‌ها بیشتر از دیگری درآمد دارد و تفاوت در میزان درآمد ممکن است به مشاجره و احساس نا‌امنی و آزردگی منجر شود. به علاوه، وقتی درآمد یکی از زوج‌ها خیلی بیشتر باشد، بیشتر تمایل دارد که تصمیم‌گیری‌های مالی و سرمایه‌گذاری را بر عهده داشته باشد.

منصف باشید
حتی اگر میزان تفاوت درآمد زوج‌ها خیلی زیاد باشد، باز هم باید در کنار هم برای ایجاد یک بودجه‌ی مناسب و متعادل همکاری کنند. به جای اینکه مخارج مشترک‌تان را تقسیم بر دو کنید، آنها را به گونه‌ای تقسیم کنید که هر کدام از شما به نسبت درآمدش، قسمتی از مخارج را بر عهده داشته باشد. اگر یکی از زوج‌ها ماهیانه ۳ میلیون تومان درآمد دارد و دیگری ۲ میلیون، و اقساط خانه‌تان ماهیانه ۱ میلیون تومان است، زوجی که درآمد بالاتری دارد می‌تواند در ماه ۷۰۰ هزار تومان از حقوقش را به قسط خانه اختصاص دهد و زوج کم‌درآمدتر ۳۰۰ هزار تومان را.

در تصمیم‌گیری‌هایی که به امور خانه مربوط می‌شوند، هر دو نفر باید سهیم باشند. به عنوان مثال، حتی وقتی فردی که درآمد بالاتری دارد قرار است تمامی هزینه‌ی سفر را بپردازد، بدین معنی نیست که فقط او به تنهایی باید تصمیم بگیرد که مقصد سفر کجا باشد.

اگر این موضوع در مورد شما صدق می‌کند، حتما احساسی که از آن دارید را با همسرتان در میان بگذارید. شاید شریک زندگی‌تان نمی‌داند که با این کار به احساسات شما لطمه وارد می‌کند. در این موارد، می‌توانید با ملایمت به او یادآوری کنید که مهم این است که هر دوی شما کار می‌کنید و زحمت می‌کشید و اینکه درآمد کدام یک بیشتر است در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد.

یکی دیگر از مشکلاتی که ممکن است به وجود بیاید موضوع کارهای خانه است. زوجی که بیرون از خانه کار می‌کند ممکن است تصور کند لازم نیست به اندازه همسرش که در خانه‌ می‌ماند در کارهای خانه مشارکت داشته باشد. یا زوجی که درآمد بیشتری دارد، حس کند که نسبت به همسرش که درآمد کمتری دارد مسئولیت کمتری درمورد کارهای خانه دارد.

مسئولیت‌ها را تقسیم کنید
در بعضی موارد، فردی که درآمد کمتری دارد ممکن است تمایل داشته باشد که مسئولیت‌های بیشتری در خانه بپذیرد تا اختلاف درآمدش را جبران کند. به عنوان مثال می‌تواند مراقبت از بچه‌ها و شام درست کردن را بر عهده بگیرد. با این حال، تحت هیچ شرایطی منصفانه نیست که تمامی کارهای خانه به دوش یک نفر باشد. زوجی که به تنهایی مسئول کارهای خانه باشد و از همسرش کمکی دریافت نکند، ممکن است احساس ناراحتی و رنجش کند.

به جای اینکه تمام مسئولیت‌ها را بر دوش فردی که درآمد کمتری دارد بگذارید، باید در کنار هم و با یک برنامه‌ریزی زمانی دقیق کارها را تقسیم کنید. به عنوان مثال، اگر شما در خانه کار می‌کنید یا همیشه در خانه هستید، بهتر است که همسرتان صبح‌ها موقع سر کار رفتن بچه‌ها را به مدرسه برساند تا شما مجبور نباشید وقت‌تان را برای این کار صرف کنید. اگر همسر شما بیرون از خانه کار می‌کند و باید شب‌ها زودتر به رخت‌خواب برود، شما می‌توانید مسئولیت‌ تمیز کردن میز شام و شستن ظرف‌ها را به عهده بگیرید.

۴. مشخص نبودن اینکه هر فردی مسئول کنترل چه چیزی است

 

اشکالی ندارد که فقط یک نفر مسئول خرج و مخارج و پرداخت قبض‌ها باشد، اما قابل قبول نیست که یکی از زوج‌ها بخواهد کنترل تمامی مسائل مالی خانواده را بر عهده بگیرد.

فردی که می‌خواهد همه چیز را کنترل کند، ممکن است از شما بخواهد حقوق‌تان را هر ماه به صورت کامل و بدون چون و چرا به او تحویل دهید یا به شما اجازه‌ی استفاده از کارت اعتباری‌ را ندهد. خیلی سخت می‌شود از درگیر شدن با چنین فردی به عنوان شریک زندگی خودداری کرد، چون چنین افرادی معمولا به این راحتی نمی‌خواهند از موضع‌شان پایین بیایند.

با هم صحبت کنید
درست مانند دیگر مواردِ اختلاف، در اینجا هم با صحبت کردن شاید فرد متوجه شود که کنترل همه چیز را بر عهده گرفته است. صحبت کردن به زوج‌ها کمک می‌کند که ریشه‌ی مشکل را پیدا کرده و به راه حل دست پیدا کنند. اگر با صحبت کردن به جایی نرسیدید می‌توانید از یک مشاور کمک بگیرید.

توافق کنید که نوبتی رئیس باشید
یک راه برای مقابله با همسران کنترل‌طلب این است که با هم به توافق برسید که نوبتی وظیفه‌ی کنترل مسائل مالی را بر عهده بگیرید. یک ماه همسرتان می‌تواند بر پرداخت قبوض و پس‌انداز و هزینه‌های جاری نظارت کند و ماه بعد شما کنترل را به دست بگیرید.

یک راه دیگر هم این است که تصمیم بگیرید چه کسی به طور مرتب بر چه چیزی نظارت داشته باشد. مثلا شما می‌توانید پس‌اندازها را نظارت کنید در حالی که همسرتان مسئول مخارج روزانه و قبوض باشد.

۵. شیوه حمایت از خانواده در گذشته، حال و آینده

هزینه‌‌های مربوط به فرزندان در هر شهر و هر کشور متفاوت است. شما و همسرتان باید تکلیف خود را با اینکه می‌خواهید چقدر و تا چه مدت برای فرزندان‌تان هزینه کنید تعیین کنید. باید مشخص کنید که آیا می‌خواهید آنها را به مدارس خصوصی بفرستید یا دولتی یا اینکه برای کلاس‌های فوق برنامه تا چه میزان می‌توانید خرج کنید. مدت زمان حمایت از فرزند هم مهم است. شاید خانواده‌ای نتواند هزینه‌ی دانشگاه فرزندش را بپذیرد، اما خانواده‌هایی هستند که می‌توانند حتی بعد از ازدواج فرزندان‌شان هم به حمایت مالی خود از آنها ادامه دهند. بهتر است با همسرتان برنامه‌ی مشخصی برای حال و آینده‌ی فرزندان‌تان تعیین کنید.

فقط فرزندان‌ نیستند که ممکن است زوج‌ها در موردشان با هم اختلاف داشته باشند. شاید شما یا همسرتان بخواهید از یکی از والدین‌تان حمایت مالی کنید و یا حتی در مقطعی بخواهید، آنها را به خانه‌ی خود آورده و از آنها مراقبت کنید. اگر چنین برنامه‌ای دارید، حتما باید از قبل در مورد آن با همسرتان صحبت کرده و به توافق برسید.

برنامه‌ریزی کنید
قبل از اینکه بچه‌دار شوید یا تصمیم بگیرید که یکی از والدین‌تان را نزد خود بیاورید، باید با هم بنشینید و برای مخارج آینده برنامه‌ریزی کنید. ببینید آیا می‌توانید با درآمد فعلی‌تان از پس هزینه‌های فرزند‌تان بربیایید؟ آیا یکی از شما مجبور است برای مراقبت از فرزند، کارش را ترک کند؟ ببینید چقدر می‌توانید برای هزینه‌های تحصیل فرزند‌تان یا مراقبت از والدین سالمند‌تان پس‌انداز کنید.

۶. بدهی‌های گذشته، حال و آینده

 

اینکه هر کدام از شما از قبل از ازدواج چه میزان بدهی داشته‌اید هم می تواند باعث بروز اختلاف شود. مانند دیگر مسائل مادی، شما و همسرتان ممکن است دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به بدهی داشته باشید. بعضی از افراد دوست ندارند زیر بار قرض بروند یا ماهیانه نیمی از درآمدشان را برای قسط وام خانه بپردازند. به جای اینکه به خاطر بدهی‌ با هم مشاجره کنید، بهتر است واقع‌بین باشید و برای کاهش و یا خلاص شدن از آن برنامه‌ریزی کنید.

در کنار هم کار کنید تا بدهی تسویه شود
وقتی ازدواج می‌کنید دلیلی ندارد که همسرتان مسئولیت بدهی‌هایی که شما قبل از ازدواج متقبل شده‌اید را بر عهده بگیرد ولی این بدین معنی نیست که نباید برای تسویه‌ی آن با هم برنامه‌ریزی و تلاش کنید. همچنین داشتن برنامه‌ای مشترک برای خلاصی از بدهی می‌تواند باعث شود برای رسیدن به اهداف مالی دیگر، مانند خرید خانه به کمک وام مسکن، آماده شوید.

یک استراتژی برای پرداخت بدهی پیدا کنید. می‌توانید ابتدا بدهی‌های ارزان‌تر مثلا قسط‌های خرید لوازم منزل را تسویه کنید و بعد برای گرفتن وام‌های بزرگ‌تر مانند وام مسکن برنامه‌ریزی کنید.

اگر بدهی‌ یکی از شما بیشتر از دیگری است، سعی کنید این را به رخ هم نکشید تا رنجشی پیش نیاید. نکته‌ی مهم این است که هر دوی شما در حال حاضر در کنار هم کار می‌کنید تا بدهی‌ها را تسویه کرده و برای برنامه‌های مالی بزرگ‌تر آماده شوید.

بعضی چیزها را جدا کنید
اگر مجبور شوید مسئولیت بدهی‌های همسرتان را بر عهده بگیرید مطمئنا از او آزرده خاطر خواهید شد. بهتر است بعضی چیزها را از هم جدا کنید تا هر کس مسئول پس دادن بدهی‌هایی باشد که قبل از ازدواج متقبل شده است.

حتی وقتی زندگی مشترک تشکیل می‌دهید نباید فکر کنید که شما مسئول بدهی‌های قبلی همسرتان هستید. اگر قرار است هر دو قرارداد وامی را امضا کرده و مسئولیت پرداخت آن را به عهده بگیرید، حتما باید این وام به سود هر دوی شما باشد.

برای بدهی مشترک برنامه‌ریزی کنید
اگر تصمیم گرفته‌اید وام مسکن یا وام مشترکی بگیرید، راه‌هایی برای جلوگیری از اختلاف و مشاجره در آینده وجود دارند. بهتر است ابتدا صبر کنید تا هر دوی‌تان پشتوانه‌ی مالی خوبی داشته باشید. اگر یکی از شما پس‌انداز و درآمد خوبی دارد در حالی که دیگری درآمد خوبی ندارد، شاید بهتر است برای گرفتن وام کمی صبر کنید.

ممکن است این کار خیلی رومانتیک نباشد اما قبل از اینکه وام بزرگی بگیرید یا اقدام به خرید ملک کنید، قراردادی بین خودتان تنظیم کنید که مشخص شود در صورت بروز اختلاف و حتی جدایی و یا اگر اتفاقی برای هر کدام از شما افتاد، چه اقداماتی باید صورت بگیرند. بهتر است توافقات خود را حتما به صورت کتبی درآورید تا اگر زمانی مجبور شدید به دلیل پیشامدی ناگهانی خانه را بفروشید، کارتان به مشاجره نکشد.

کلام آخر
تصور اینکه با کسی که دوستش دارید درباره‌ی پول حرف بزنید، ممکن است زیاد خوشایند نباشد. بر طبق آمار ۴۴ درصد از مردم صحبت کردن درباره‌ی پول را سخت‌ترین موضوع مکالمه می‌دانند. بیشتر مردم ترجیح می‌دهند درباره‌ی مرگ، سیاست و مذهب حرف بزنند تا درباره‌ی درآمدشان، میزان بدهی و یا مقدار پولی که خرج می‌کنند.

با این حال، اگر می‌خواهید رابطه‌ای سالم و شاد داشته باشید، یکی از اولین چیزهایی که باید از پس آن بربیایید، ترس از صحبت کردن درباره‌ی مسائل مادی است. اجازه ندهید که نگرانی‌های مالی باعث بروز اختلافات شده و بر خوشبختی‌تان سایه بیندازند، حتی در خیلی موارد، این گونه مشاجرات می‌توانند به جدایی ختم شوند.